marilyn manson free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
چند روزیست که برایم سایه میسازد
بگذار محکوممان کنند به طناب داری که با زبانشان می بافند
مهم آسمانیست که این روز ها صورتی شده است.
مردان را بر زنان برتری است (بقره 288) خداوند برخی را بر برخی دیگر برتر مقرر فرموده است و نیز از این بابت که مردان از مال خود به زنان نفقه می دهند (نساء 34) زنانی را به نکاح خود در آورید که مورد پسندتان باشد دو یا سه یا چهار (نساء 3) زنانی را که از نافرمانیشان بیمناکید نخست نصیحت کنید ، سپس از خوابگاهشان دوری گزینید و سر انجام آنان را به زدن تنبیه کنید ( نساء 33) اینان کشتزار شمایند پس به هر صورت که خواسته باشید برای کشت به آنها نزدیکی بجوئید ( بقره 223) و هر کدام از زنانتان را که مرتکب به خطائی فاحش شده باشند و چهار تن از گواهانی که خود تعیین می کنید به خطای آنان گواهی دهند آنقدر در خانه زندانی کنید که عمرشان به آخر برسد یا آنکه خداوند راه نجاتی برایشان فراهم آورد ( نساء 15) خدا به شما فرمان می دهد که ارث یک پسر را دو برابر ارث یک دختر قرار دهید ( نساء11) برای ادای شهادت دو مرد گواه آورید و اگر دو نفر مرد نیابید یک مرد و دو زن را گواه آورید (بقره 282)
خود پرستی تو ، خدایا ، خود پرستی تو
کفر می گویم ، تو خارم کن ، تو خاکم کن
با هزاران ننگ آلودی مرا اما
گر خدائی _ در دلم بنشین و پاکم کن
گر خدا بودم ملائک را شبی فریاد می کردم
آب کوثر را درون کوزه دوزخ بجوشانند
مشعل سوزنده در کف ، گله پرهیزکاران را
از چراگاه بهشت سبز تردامن برون رانند
اندیشه جزئی از وجود من است ، به همین خاطر نمی توانم مانع آن بشوم . هستی من به فکر کردن من بستگی دارد و هیچ چیزی نمی تواند آن را متوقف کند ( ژان پل سارتر) برای برابری کردن با خدایان تنها یک راه وجود دارد : کافیست انسان به همان اندازه ستمگر شود ( آلبر کامو )
حق هیچ گاه با اکثریت نیست
( ارل روسکامن )حقایق را بگوئید و مردم را آگاه سازید و مطمئن باشید که کشته خواهید شد ( ولتر )
نظر خمینی :
خمینی در کشف الاثرار خود فتوا داده و بعدا نیز در مقام ولی فقیه تاکید کرده است که موسیقی روح شهوت رانی و عشق بازی و خلاف عفت در انسان تولید می کند . و شهامت و شجاعت و جوانمردی را از او می گیرد . زندگانی که در آن موسیقی باشد پست و بی شرمانه است و انسان را به یک انسان هزل و بیهوده تبدیل می کند . موسیقی خیانت است به مملکت اسلامی . نظر سعدی : اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب / گر تو را ذوق نیست کژ طبع جانوریشتر را چو شور و طرب در سر است / اگر آدمی را نباشد خراست
با مغز خودتان فکر کنید و با شعور خودتان تشخیص دهید از یاد نبرید که اصالت انسانی هر کس در گرو این است که صاحب اختیار اندیشه و فکر خودش باشد . این هویت انسانی را به هیچ نفروشید . شما را به مقدساتتان گوسفند نباشید.
هزاره ای که به پایان می رسد هزارهء ورشکستهء تاریخ ایران است ، زیرا هزاره ای است که با شاهنامهء فردوسی آغاز شده و با توضیح المسائل خمینی پایان یافته است . قرنی نیز که به پایان می رسد ورشکسته ترین قرن این هزاره است ، زیرا قرنی است که با انقلاب مشروطیت شروع شده و با انقلاب جاروکشان به سر رسیده است ، جاروکشانی که با شعار یا مرگ یا خمینی به پیشباز هزارهء سوم رفتند و در همان سال هایی که انسان هایی خود پا به کرهء ماه می گذاشتند اینان از دور چهرهء امام خویش را در آن دیدند.
از این به بعد میتوانید از آدرس :
وارد بلاگ شوید و هم از آدرس :
بهترین هارو براتون آرزو مکنم و بی آرزوی رو برای خودم
همیه ما وحشيانه و بی انديشه توليد مثل ميکنيم و در اوج ديکتاتوری چيزی که وجود نداشت را به اين دنيا می اوريم شبيه همان کاری که اربابمان خدا می کند؟
آيا بس نيست . تا زمانی که جای افسردگان و زخمخوردگان از دنيا نباشيد ظلم دنيا و خدا را درک نميکنيم ؟ ولی ايا ما حق سوال کردن از خدا را نداريم که به هيچ کس اجازه نميدهد از او سوالی کند و نمی توانیم از او بپرسیم که چرا به دنيا امده ایم؟ چرا بايد او را بپرستیم؟
بهتر است ترس از خدا را کنار بگذاريم و به ديگران هم فکر کنيم به کودکانی که مورد تجاوز قرار می گیرند به روسپيان که .... آيا از اين دنيا فقر ظلم و ... بر چيده خواهد شد آيا شبی خواهد آمد که اشکی ريخته نشود؟ نه نخواهد آمد زيربنای عالم به گونه ای است که هميشه يکسری قربانی ميشوند آيا به کودکانی که بی اختيار به دنيا امده اند و هرروز عذاب ميکشند می انديشد اگر خدا دل سنگ هم داشت بايد اب ميشد؟ ايا خدا ان زمان که کودکان به دست انسان های خون خار جان ميکندد کور بود؟ ايا شمر يک قربانی نبود برای اين که حسين شهيد به وجود ايد؟![]()
همیشه در هیاهوی محمد و مسیح و ... گیر کرده ایم باید رفت سراغ سر منشا یعنی چیزی به نام خدا آیا او خیر مطلق است چرا هر چیز خوب را به او می چسبانیم و شر را به شیطان و خودمان؟ بود و نبود او چه سودی دارد چه آن زمان که بت بود و چه نبود زمانی که بم و بمها بر سر هزاران نفر اوار شد خدا بود و اگر بود چه کرد؟ دنیا به سوی دموکراسی می رود ولی هنوز انسانها بر سر چاپلوسی خدا مسابقه می گذارد و می نازند؟
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و با زیگوش و
او یک ریز و پی در پی دمش را سخت با گلویم بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را
ادامه دارد
میخوام یک قسمت از نوشتهای منسون رو که توی کتاب hard long road out of hell نوشته براتون بزارم از این به بعد قول میدم که هر چند وقت یک بار از کتاب hard long load out of hell نوشته برایان وارنر یک مطالبی رو بزارم
میخواین بدونید که چرا این کار رو میکنم دیگه خسته شدم که انقد توی بلاگ های متفاوت بیوگرافی و چرتوپرتهای رو درباری منسون خوندم باور کنید که هیچ کدون از این نوشتها صدق نیست و همش کپی پیست هستش ولی چرا جامعه ما نمی تونه ار یک چیز مفید برداشت خوبی داشت باشه مثلا همین بلاگ نویسی که دیگه نمیخواد آمار بدم و همه میدونیم که چقد بلاگ وجود داره ولی با چه مطالب کمی که همش هم دزدی هستش چرا هیچ وقت به آقبت کارهامون فکر نمی کنیم به آقبت همین کار کچیکی که ما انجام میدیم چرا نمیدونیم که این کار که خیلی ها به چشم زرنگی به هش نگاه میکنن فکر نمیکنیم چرا فکر نمی کنیم که همین کار کوچیک وقتی تو ضمیر ناخودا گاه ما مکتوب میشه میتونه چه اثراته بدی رو داشته باشه و با این کار ضمیر ناخوداگاه ما بدونه این که خود ما حسش بکنیم و درک بکنیم و یا حتی بخوایم مارو بترف کار های منفی تری میکشه که در آینده نچندان دور کل شخصیت مارو هم در بر میگیره حتما این جمله رو شنیدین که میگه تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد میشود پس یکم به اثار کارهامون توجه کنیم که روز به روز شخصیت مثبت تری رو برای خودمون بسازیم البته این مطلب میتون مبحث بازتری بهخودش بگیره ختی این که یک بلاگ رو هم در بر بگیره ولی فکر نکنم که حالا جای مناسبی برای این بحث باشه حتما در آینده نچندان دوری بازهم به این مبحث برخورد میکنیم پس فعلا در همین جا تمومش میکنیم و بر میگردیم سر مطلب اول خدمون که نظر منسون راجب به دموکراسی و روشنفکری انسان ها هستش
مرلین منسون (برایان وارنر) بر گرفته از کتاب hard long load out of hell
خيلی نااميد کننده است دنيايی که به سوی دموکراسی! پيش ميرود و پيله ی گنديده یی به دور خودش ميتند و اسم آن را هم روشنفکری ميگذارد با اعدام انسان ها به خود اجازه دهند که حق زندگی کردن را از یک نفر سلب کنند .... اگر یک عده به دلیل منفعت شخصی و شهوترانی های بی حد و حصر خودشان خودخواهانه مانع به سعادت رسیدن بقیه انسان ها میشوند پس همان بهتر که نابود بشوند! اين چه مدل روشنفکريست که حتی به حق و حقوق خود آگاه نيستند! تا زمانی که حق خودمان را فراموش کنیم و یاد نگیریم برای سرنوشت خودمان و بقیه ارزش قائل بشویم و خودمان را دوست داشته باشیم طبیعتا به هوسرانی و سرکشی یک عده رای داده ایم. پس نگذاریم که مثل زالو خون دنیا رو بمکند و بقیه هم در تایید آنها و البته روشنفکری! خودشان هورا سر بدهند
مرلین منسون: در فضا هم ستاره ها نزدیک تر نیستند درخشندگی آنها تنها مثل اشیای باقی مانده از افراد مرده است و من تصور می کنم که فضا نورد هستم و می سوزم مانند پروانه دور شمع و دنیای ما پر از کثافت بود
مرلین منسون: من یک کلمه از آنچه تو می گویی قبول ندارم ولی تا دم مرگ برای اینکه تو حق گفتن سخنان خود را داشته باشی ، مبارزه خواهم کرد
مرلین منسون: جهنم خیلی سرد است تمام گلدان های نقره شکسته هستند تمام رزهای پرپر شده در دستان ما هستند برای اینکه دنیای بزرگ پاکی است و ما در رنگ های از خودمان غرق شده ایم که برای دوست داشتن خودمان به کار می بریم
مرلین منسون: چرا گرفته دلت ، مثل آنکه تنهائی چقدر هم تنها!خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد چه فکر نازک غمناکی
مرلین منسون: هرگز نمی توان مدعی شد تمدن بشری ترقی نکرده است زیرا مگر نه انکه هر بار که جنگ تازه ای می شود ما یک دیگر را با سلاح های جدیدتری می کشیم
مرلین منسون: ارتفاع برج را از روی سایه ان می توان اندازه گرفت و عظمت مرد را از روی عده حسودانش
شوپنهاور: چیزی به نام خوشبختی وجود ندارد زیرا که آرزوی تحقق نیافته باعث رنج می شود و تحقق آن هم جز دل زدگی ثمری ندارد
افلاطون: دانا ، نادان را می شناسد چرا که خود زمانی نادان بوده است اما نادان ، دانا را نمی شناسد چرا که هرگز دانا نبوده است
نیچه :ََُِهنر را از آن رو باید داشته باشیم تا از حقیقت نمیریم
آلبر کامو: چون مرگ هست پس وجود بشر معنایی ندارد تمام جنایت ها ئی که انسان ها مرتکب می شوند در مقایسه با آن جنایت بنیانی که نامش مرگ است ، اصلا به حساب نمی آید این رو در کتاب سقوط نوشته توسیه میکنم بخونید
نیچه: آه ، در جهان کجا از ابلهی رحیمان ابلهی بیش بوده است ؟ و چه چیز در جهان بیش از ابلهی رحیمان اسباب رنج فراهم کرده است
آلدس هاکسلی: اگر ما کاملا و دائما انسان بودیم ، میزان بیماری ها روانی از 20به 100 افزایش می یافت . اما خوشبختانه اغلب ما قادر نیستیم در همه حال انسان باقی بمانیم و چهره حیوانی به هر حال خودش را نشان می دهد این هم در جواب پست جدید پژمان جان واقعا زیبا نوشته حتما یک سر بزنین
شل و بی اراده توی تخت خوابم افتادم درست مثل آدمی که قصد قبض روحش را دارند به ساعتم نگاه کردم
ساعت 3:32 صبح روز چهارشنبه است چرخی در میان افکار پریشان و مزخرفم می زنم هیچ دلیلی برای امیدواری نیست به این نتیجه رسیدم که سرم را بگذارم روی زمین و بمیرم ولی خوب که فکر می کنم وقتی مرگ هم نمی آید و نمی خواهد بیاید سرم گیج می خوره و قلبم گرفته همه از مرگ می ترسند من از زندگی سمج خودم ای کاش بر می گشتم به دوران کودکیم خیلی افتضاح است که آدم احساس کند او را با اوردنگی از جامعه آدم ها بیرون انداخته اند دیگر به این واقعیت رسیدم که من یک زنده بگورمزندگي من به نظرم همانقدر غيرطبيعي، نامعلوم و باور نكردني ميامد كه نقش روي قلمدانی كه با آن مشغول نوشتن هستم - گويا يك نفر نقاش مجنون و وسواسي روي جلد اين قلمدان را كشيده - اغلب به اين نقش كه نگاه ميكنم مثل ايناست كه به نظرم آشنا میآيد. شايد براي همين نقش است… شايد همين نقش مرا وادار به نوشتن میكند.